از دل نوشته هایم

به من نگو

امروز گذشته است و فردا

آزادی از آن ماست.

پیروزی ِ فردایمان هم

از انقلاب ِ دیروزمان

پیداست ..

شورش می کنیم

سرکوب می شویم

می بازیم..

این سزای

اشتباهاتِ ماست !

——————————-

کوه را فریاد می زنم

هنوز تو را میخوانم

صدایی نمی شنوم

کوه شرم می کند تو را بخواند

من چقدر بی شرمم .

—————————

ای دریغ از هرکه و هرآنچه که

به هر دلیلی

“دوست “می  نامیم.

بدتر آنکه بی درنگ

با هزاران دلیل

دوستشان می داریم..

————————–

دنیا دلگیر است از تو

محض ِ بی حسابی با دنیا ،

تو هم !

و من  زین پس میان تو و دنیا ، فقط یک تماشاگرم !

یک نظر بگذارید