کنکور
سلام
این چند روزی که بین امتحانات وقفه افتاده بود و فرصت کرده بودم بیام قم ، بنا رو بر این گذاشتم که بیشتر وقتم رو برای کنکوری ها بذارم و سری به اونا بزنم.
با دغدغه هایی روبرو شدم هم جنس دغدغه های سال گذشته ی خودم . خیلی از اونا برام خنده دار بود. یعنی بیشتر به سوالای پارسال خودم می خندیدم ، به این که چقدر فکر می کردم وقت کمه ، چقدر فکر می کردم دارم کمکاری می کنم و …
سری زدم به اتاقی که توش درس می خوندم ، جایی که ۶ ۷ ماه خودم رو از زندگی عادی جدا کرده بودم و بی اغراق به شیرینی های جدیدی دست یافتم ، زندگی کنکوری زندگی خیلی شیرینی هست ، هر چند حاضر نیستم حتی برای یک لحظه به اون روزها برگردم ولی واقعا می تونم ادعا بکنم که توی سال کنکورم از زندگیم لذت بردم.
الان هرکس ازم بپرسه باید چکار کرد تا بشه خوب درس خوند می گم باید خودت رو بیچاره کنی ! یعنی جوری فکر کنی که چاره ای به جز درس خوندن تو زندگی برات نمونه ،الان که فکر می کنم می بینم بیشتر بچه هایی که پارسال به موفقیت رسیدن همین طرز فکر رو داشتن ، یعنی درس شده بود الویت اول و آخرشون.
اگر اهمیت بقیه هدف های زندگیم هم مثل کنکور برام جا می افتاد ، مطمئنا اوضاع خیلی فرق می کرد !


تورجان را آزاد کنید …
ادامه مطلب را در وبلاگ مطالعه کنید .
[پاسخ]