<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>یادداشت های یک شاهین &#187; معرفی کتاب</title>
	<atom:link href="http://www.1shahin.com/archives/category/book/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.1shahin.com</link>
	<description>آه از این دم سردیها، خدایا</description>
	<lastBuildDate>Sat, 21 Aug 2010 17:55:06 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.4</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>مرشد و مارگریتا/میخائیل بولگاکف</title>
		<link>http://www.1shahin.com/archives/171</link>
		<comments>http://www.1shahin.com/archives/171#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 21 Aug 2010 17:41:40 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شاهین</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.1shahin.com/?p=171</guid>
		<description><![CDATA[
&#8220;مرشد و مارگریتا&#8221; کتابی است که این بار به آن خواهم پرداخت .
&#8220;مرشد و مارگریتا&#8221; اثر جاودانه میخاییل بولگاکف (۱۸۹۱-۱۹۴۰ م )  روس است. این کتاب در فهرست &#8221; ۱۰۰۰ کتابی که همه باید بخوانند&#8221; که از سوی گاردین معرفی شده است ، قرار دارد.
بولگاکف ۱۲ سال پایانی عمر خود را صرف نوشتن و تصحیح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img class="aligncenter" title="مرشد و مارگریتا" src="http://shaahin1.persiangig.com/image/images.jpg" alt="" width="146" height="224" /></p>
<p align="right">&#8220;مرشد و مارگریتا&#8221; کتابی است که این بار به آن خواهم پرداخت .</p>
<p align="right">&#8220;مرشد و مارگریتا&#8221; اثر جاودانه میخاییل بولگاکف (۱۸۹۱-۱۹۴۰ م )  روس است. این کتاب در فهرست &#8221; ۱۰۰۰ کتابی که همه باید بخوانند&#8221; که از سوی گاردین معرفی شده است ، قرار دارد.</p>
<p align="right">بولگاکف ۱۲ سال پایانی عمر خود را صرف نوشتن و تصحیح و تکمیل این کتاب کرد و کتابش ۲۵ سال بعد از فوتش اجازه انتشار یافت و با استقبال عمومی مردم و منتقدان مواجه شد.</p>
<p align="right">کتاب در سبک رئالیسم جادویی نوشته شده است .  همانطور که از نام این سبک بر می آید ، داستان دارای پیکره ای واقعی و منطبق بر زندگی عادی است ، اما در خلق برخی صحنه های کتاب از عناصر جادویی کمک گرفته شده است.</p>
<p align="right">کتاب از سه داستان موازی تشکیل شده است ، داستان تصلیب مسیح ، داستان عشق مرشد و مارگریتا و در نهایت روایت حضور ابلیس در شهر مسکو. حجم بیشتر کتاب را روایت حضور ابلیس در مسکو به خود اختصاص داده است . هرچند &#8220;مرشد و مارگریتا&#8221; رمان نسبتا بلندی محسوب می شود اما طنز شیرین و نوع روایت بولگاکف به گونه ای است که مانع از خستگی و دلزدگی خواهد شد و خواننده را از خواندن سیر نمی کند.</p>
<p align="right">داستان بولگاکف با وجود پیچیدگی لذت بخش است . بولگاکف آگاهانه از عوامل مختلفی استفاده کرده است تا بر این پیچیدگی بیافزاید ، مهم ترین عاملی که باعث پیچیدگی شده است تعدد شخصیت ها و مکان ها و وقایع داستان است و این تعدد به گونه ای است که خواننده را مجبور به توجه در نام ها و مکان ها می کند ، زیرا در ادامه داستان از تمام این نام ها و مکان ها استفاده و به آن ها اشاره می شود . همین نکته باعث می شود که خواننده بارها به عقب بازگردد، وقایع و شخصیت ها را مجددا مرور کند تا بتواند در خواندن ادامه داستان پیش برود. در همین اثنا خلاقیت شگفت انگیز نویسنده رخ می نماید و خواننده را به تحسین برمی انگیزد.</p>
<p align="right">عامل دیگری که باعث پیچیدگی و زیبایی داستان شده است روایت هر سه داستان به صورت موازی است. جایی که ذهن خواننده را مشغول یک ماجرای داستان می کند و در بخش بعدی بلافاصله ماجرای دیگری را در مکان و زمان دیگری نقل می کند.</p>
<p align="right">اما اوج خلاقیت نویسنده جایی است که از اواسط داستان به بعد این سه داستان موازی آرام آرام با هم پیوند میخورند و در پایان داستان به وحدتی کاملا باور پذیر می رسند ، در واقع باید گفت نویسنده از ابتدای داستان اجزای داستان را به گونه ای حساب شده در کنار هم قرار داده است و به همین دلیل با پیشروی داستان لحظه به لحظه به باورپذیری وقایع افزوده می شود و در پایان که سه داستان با هم گره می خورند خواننده لذتی وصف ناپذیر را درک می کند . زیرا داستان با تمام پیچیدگی هایش به پایانی روشن و مشخص و تا حدی هم غیر قابل پیش بینی می رسد . در حالیکه بسیاری از نویسندگانی که سعی می کنند به گونه ای پیچیدگی را در داستان هایشان القا کنند در پایان داستان به مشکل بر میخورند و غالبا داستان را به گونه ای تمام می کنند که حتی خودشان هم نمی توانند به صورت شفاهی آن را توضیح دهند.از این دست پیچیدگی های غیرقابل کنترل را می توان به وضوح در داستان سریال آمریکایی &#8220;گمشدگان&#8221;(لاست) دید.</p>
<p align="right">از دیگر ویژگی های بارز کتاب بولگاکف نثر نمایشنامه ای آن است . به گونه ای که نویسنده از شرح صحنه وقوع ماجرا غفلت نکرده است و دیالوگ های بین شخصیت ها نیز بسیار روان و کوتاه است .</p>
<p align="right">داستان تا حدی به مسائل اعتقادی و مذهبی نیز پرداخته است و احتمالا هر خواننده ای در پایان کتاب هوس فروختن روح به ابلیس در دلش ایجاد شده باشد. از جمله آن که در اواخر کتاب آرامش و نور( به معنای خیر و معنویت) را در دو سوی مختلف قرار داده است و آرامش را از آن ابلیس دانسته است.</p>
<p align="right">البته به طور کلی هرگونه ایراد مذهبی و اعتقادی به کتاب را باید منتفی دانست،  زیرا کتاب در فضایی  سورئالیسم نوشته شده است و از آن مهم تر هیچ گونه توهینی به هیچ شخصیت مذهبی و دینی نشده است.این مهم زمانی به کتاب و نویسنده جلا و شخصیت می بخشد که بدانیم سلمان رشدی کتاب &#8220;آیات شیطانی&#8221; را با الهام از این کتاب نوشت و آن بازخوردهای وحشتناک را در پی داشت حال آن که مرشد و مارگریتا از این نظر هیچ گونه مشکلی نداشت.</p>
<p align="right">شاید توصیف زیبایی و ارزشمندی این شاهکار در تنها چند سطر جفای در حق کتاب باشد ، در حالیکه تنها به زبان انگلیسی  بیش از ۱۱۰۰ مقاله و کتاب در حاشیه و شرح و پیرامون این اثر جاودانه نوشته شده است و کتاب نیز به ده ها زبان زنده دنیا ترجمه و چاپ شده است.</p>
<p align="right">دکتر عباس میلانی &#8220;مرشد و مارگریتا&#8221;  را در سال ۶۲، در نهایت زیبایی ترجمه کرده اند و برای آن مقدمه ای مفید نیز نگاشته اند. کتاب توسط نشر &#8221; فرهنگ نشر نو &#8221; منتشر شده  و در سال ۸۸ به چاپ نهم رسیده است. کتاب ۳۳ بخش و ۴۴۳ صفحه دارد و بهای چاپ نهم آن ۷۵۰۰ تومان است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.1shahin.com/archives/171/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شمایل تاریک کاخ ها/حسین سناپور</title>
		<link>http://www.1shahin.com/archives/164</link>
		<comments>http://www.1shahin.com/archives/164#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 12 Aug 2010 21:44:32 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شاهین</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.1shahin.com/?p=164</guid>
		<description><![CDATA[نوشتن برای نقد کتاب رو دوباره شروع کردم، تا حدودی هم مطمئنم که ادامه پیدا میکنه
کتاب شمایل تاریک کاخ ها تازه ترین کار نویسنده خوشنامی به نام حسین سناپور است، کتابی که طبق معمول ِکتاب های پرمایه توسط نشر چشمه منتشر شده است.
کتاب از دو داستان نیمه بلند با نام های &#8220;آتش بندان&#8221; و &#8221; [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>نوشتن برای نقد کتاب رو دوباره شروع کردم، تا حدودی هم مطمئنم که ادامه پیدا میکنه</p>
<div id="attachment_165" class="wp-caption alignnone" style="width: 130px"><img class="size-full wp-image-165" title="ShamayeleTaarikeKaakhha" src="http://www.jireyeketab.com/Images/SecondF/MLists/Khordad89/ShamayeleTaarikeKaakhha.jpg" alt="شمایل تاریک کاخ ها" width="120" height="179" /><p class="wp-caption-text">شمایل تاریک کاخ ها</p></div>
<p align="right">کتاب شمایل تاریک کاخ ها تازه ترین کار نویسنده خوشنامی به نام حسین سناپور است، کتابی که طبق معمول ِکتاب های پرمایه توسط نشر چشمه منتشر شده است.</p>
<p align="right">کتاب از دو داستان نیمه بلند با نام های &#8220;آتش بندان&#8221; و &#8221; شمایل تاریک کاخ ها&#8221; تشکیل شده است.</p>
<p align="right">داستان نخست در شهر یزد جریان دارد و داستان دوم در شهر اصفهان . فضای هر دو داستان به گونه ای است که نشان دهنده تسلط منحصر به فرد نویسنده بر سنت ها و جغرافیای این دو منطقه است.</p>
<p align="right">نویسنده در خلال داستان به بیان پیچیدگی های شخصیتی انسان ها می پردازد . مهم ترین نکته ی نثر سناپور سادگی در بیان است ، سادگی در بیان مطالبی که چندان ساده نیستند و شاید اگر در قالبی دیگر بیان شوند جذابیتی برای پیگیری پیدا نمی کنند. داستان ها شخصیت های کمی دارند ، نویسنده نخواسته پیچیدگی را وارد داستان کند و روایت ها خیلی خطی صورت گرفته اند.</p>
<p align="right">داستان اول کمتر به مسائل اجتماعی پرداخته و بیشتر برای بررسی گذشته انسان ها تلاش کرده است. از نشانه هایی که در سر راه زندگی روزمره ما قرار می گیرند سخن گفته و تاکید کرده است که این نشانه ها بی هدف نیستند و باید آنها را دنبال کرد ، تا جایی که شخصیت داستان را برای دنبال کردن این نشانه ها از پاریس تا یزد( زادگاهش ) می کشاند تا در آنجا بتواند هدفی را که برای زندگی او مشخص شده است را بیابد. البته با این وجود باید گفت که داستان اول حس تعلیق کمی دارد و شاید هیجانی که لازم باشد را القا نمی کند که این خود یکی از اثراتی است که ساده نویسی بر داستان می گذارد.</p>
<p align="right">در داستان دوم در قلب داستان به نوعی روابط تاریخی حکومت ها بررسی می شوند ، ریشه های شخصیتی انسان ها واکاوی می شوند ، داستان در زمان کشمکش های اولیه انتخابات در دوره اول خاتمی شکل گرفته است و شخصیت اول داستان ( ناصر) گاهی دچار حالاتی می شود که می تواند صحنه هایی از حکومت شاه عباس بر مردم را ببیند ، خواننده نا خودآگاه به مقایسه این دو زمان می پردازد و رفتارهای امروزی انسان ها را ریشه یابی می کند ، همان طور که حسن مطلع داستان هم با همین مقایسه پایان میگیرد ، آنجا که ناصر در می یاد که خواسته یا ناخواسته باید برای بقا به زور و خشونت روی آورد ، همان طور که شاه عباس این خشونت را با بریدن گوش ها و دماغ ها جلوه میداده است، او نیز این تفکرات را با تغییر رفتار با همسرش نشان میدهد.</p>
<p align="right">انتخاب زمان اتفاق افتادن داستان هم به نوعی تاکید بر این اهداف داستان است.</p>
<p align="right">این اثر پنجمین کتاب داستانی اوست که منتشر شده است.در میان آثار او کتاب &#8220;نیمه غایب&#8221; برنده جایزه مهرگان ادبو جایزه ادبی یلدا و کتاب &#8220;سمت تاریک کلمات&#8221; برنده جایزه ادبی گلشیری شده اند.</p>
<p align="right">
<h2>داستان شناسی حسین سناپور</h2>
<p align="right"><span style="color: #008000;">نیمه غایب (رمان) ۱۳۷۸،نشر چشمه</span></p>
<p align="right"><span style="color: #008000;">ویران می‌آیی (رمان) ۱۳۸۲، نشر چشمه</span></p>
<p align="right"><span style="color: #008000;">با گارد باز (مجموعه داستان) ۱۳۸۳، نشر چشمه</span></p>
<p><span style="color: #008000;"> سمت تاریک کلمات، (مجموعه داستان) ۱۳۸۴، نشر چشمه</span></p>
<p><span style="color: #008000;">شمایل تاریک کاخ ها(مجموعه داستان) ۱۳۸۸، نشر چشمه</span></p>
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<p><!--Session data--></p>
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
<input id="gwProxy" type="hidden" />
<input id="jsProxy" onclick="jsCall();" type="hidden" />
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.1shahin.com/archives/164/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب/ابوتراب خسروی</title>
		<link>http://www.1shahin.com/archives/139</link>
		<comments>http://www.1shahin.com/archives/139#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Feb 2010 17:10:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>شاهین</dc:creator>
				<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.1shahin.com/?p=139</guid>
		<description><![CDATA[مدتی قبل تصمیم گرفتم به معرفی کتاب هایی که میخوانم بپردازم ، از همین رو دست به تاسیس وبلاگ &#8221; ایستگاه کتاب&#8221; زدم. با توجه به شرایطی که برایم پیش آمد مجبور شدم مدتی از این کار دور باشم. ولی مجددا تصمیم مصمم برای این کار گرفته ام و امیدوارم بتوانم هر هفته یک کتاب [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">مدتی قبل تصمیم گرفتم به معرفی کتاب هایی که میخوانم بپردازم ، از همین رو دست به تاسیس وبلاگ &#8221; ایستگاه کتاب&#8221; زدم. با توجه به شرایطی که برایم پیش آمد مجبور شدم مدتی از این کار دور باشم. ولی مجددا تصمیم مصمم برای این کار گرفته ام و امیدوارم بتوانم هر هفته یک کتاب را معرفی کنم.</p>
<p align="right">یک برگه هم برای آرشیو کتاب هایی که تا به حال معرفی کرده ام ایجاد کرده ام که در بالای وبلاگ مشاهده می کنید.</p>
<p align="right">
<h1 style="text-align: center;"><span style="color: #993300;">&#8220;رود راوی&#8221; و &#8220;اسفار کاتبان&#8221; از ابوتراب خسروی</span></h1>
<p style="text-align: center;">
<p align="center"><img src="http://shaahin1990.persiangig.com/1shahin/pictures/rod.jpg" border="0" alt="" width="100" height="152" /> <img src="http://shaahin1990.persiangig.com/1shahin/pictures/asfar.jpg" border="0" alt="" width="102" height="152" /></p>
<p align="right">شاید اگر بخواهیم سبک نوشته های ابوتراب خسروی را در یک جمله توصیف کنیم باید بگوییم :شیرینی خواندن متن های سنگین را به خواننده می چشاند.</p>
<p align="right">من از ابوتراب خسروی دو کتاب خوانده ام :&#8221; اسفار کاتبان &#8221; و &#8220;رود راوی&#8221;. اولی برنده ی &#8220;جایزه مهرگان ادب&#8221; و دومی برنده ی مطلق جایزه &#8221; بنیاد هوشنگ گلشیری&#8221; شده اند.</p>
<p align="right">متن رمان های خسروی سنگین هستند ، علی الخصوص آن که در مقاطعی از رمان به ذکر داستان از کتاب های تاریخی- که وجود خارجی ندارند آن متن های سنگین هم شاهکار خود خسروی هستند- می پردازد ، آنجاست که عرق از پیشانی خواننده در می آورد و باید یک فرهنگ زبان پارسی هم در کنار خود داشته باشد ! اما هنر خسروی در داستان نویسی جایی نمایانده می شود که با وجود این متن سنگین تو برای ادامه داستان شوق عجیبی داری ، حتی می توانم بگویم که وارد داستان می شوی و با شخصیت های داستان هم بازی می شوی.</p>
<p align="right">در توصیف جزییات چهره و بدن به شدت تبحر دارد و از این ویژگی خود به خوبی برای توصیف شخصیت های داستانیش استفاده می کند.</p>
<p align="right">لذتی که ابوتراب خسروی به شما هدیه می کند لذت غوطه وری در تاریخ است. به زیبایی شما را میان زمانه امروز و چند قرن قبل جابجا می کند . متن های تاریخی که ساخته ی ذهن خود او هستند به شدت قوی و مستحکم هستند ، تا آنجایی که به خواننده اصلا اجازه نمی دهد که حتی لحظه ای فکر کند این وقایع تاریخی تنها ساخته ی ذهن نویسنده است. شاید بهتر باشد بگویم خواننده آنقدر جذب در داستان می شود که اصلا دلش نمی خواهد به واقعی یا خیالی بودن آن ها فکر کند.</p>
<p align="right">ویژگی رمان های خسروی آن است که به یکباره تو را درون رمان پرتاب می کند و تو یکباره خود را میان یک داستان و زندگی در حال جریان می بینی و ناگزیری به دقت به جزییات توجه کنی تا شرح ما وقع را متوجه شوی.</p>
<p align="right">در هر دو رمان، خسروی در خلال داستان به روایت عشقی می پردازد که آرام آرام در شخصیت داستان شکل می گیرد. ولی جنس دو عشق داستان اصلا شبیه هم نیستند ، همچنانکه پایانی کاملا متفاوت دارند.این نشان دهنده آن است که خسروی در داستان سرایی خود را محصور در یک قالب نکرده و به راحتی می تواند با عناصر داستانش بازی کند.</p>
<p align="right">هر چند اگر دو رمان او را بخوانید به مشترکات فکری او نیز دست خواهید یافت ، به عنوان مثال آن که وی برای کلمه جسم قائل می شود ، برای مکتوبات روح قائل می شود و اعتقاد دارد همان گونه خود مکتوبات در طول تاریخ باقی می مانند ، روح آن ها نیز باقی می ماند و در طول تاریخ جابجا می شود.</p>
<p align="right">البته باید گفت که برخی از جاهای رمان برای خواننده مبهم باقی ماند که به نظر من باید  آن را از نقاط ضعف داستان دانست، مخصوصا در کتاب رود راوی یکباره اتفاقاتی را می بینید که به شدت عجیب هستند ولی در پایان هم نمی فهمید این اتفاقات چگونه شکل گرفتند و ضعف رمان آنجایی است که به گونه ای این اتفاقات را روایت می کند که خواننده را برای شنیدن دلایل آن ها متوقع می کند ، در واقع این اتفاقات به عنوان یک قصه فرعی نیستند، بلکه در بطن داستان هستند و بدون دلیل و توضیح گذاشتن آن ها حداقل من را ناراضی باقی گذاشت.</p>
<p align="right">در مجموع باید گفت ابوتراب خسروی، که اهل شیراز است در حال حاضر تنها نویسنده ای است که می تواند لذت خواندن چند باره ی داستانی متفاوت با متنی متفاوت را به شما هدیه کند.</p>
<p align="right">
<p align="right">کتاب شناسی ابوتراب خسروی :</p>
<p align="right">
<p align="right">هاویه ، مجموعه داستان ، ۱۳۷۰، نشر مرکز</p>
<p align="right">دیوان سومنات ، مجموعه داستان ، ۱۳۷۷ ، نشر مرکز</p>
<p align="right">اسفار کاتبان ، رمان ، ۱۳۷۹ ، نشر قصه</p>
<p align="right">رود راوی ، رمان ، ۱۳۸۲ ، نشر قصه</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.1shahin.com/archives/139/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
